صفحه اصلی نقد و بررسی آلبومهای موسیقی نقد وبررسی آلبوم موسیقی "دوباره مهتاب" به قلم کوروش اصلانی

نقد وبررسی آلبوم موسیقی "دوباره مهتاب" به قلم کوروش اصلانی
به نام خدا
بررسي  آلبوم موسيقي
"دوباره مهتاب"

دوباره مهتاب، نام آلبوم جدید امیر کریمی بعد از چهار سال غیبت وی از دنیای موسیقی پاپ است. در این آلبوم قطعه" شکار" از آلبوم قبلی اولین آهنگ است. این آلبوم را شرکت هنر اول تولید وپخش نموده است. سبک این آهنگ ها مختلف انتخاب شده است. اما نکته ی بسیار قابل بحثی در این آلبوم وجود دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.


قطعه اول
این آهنگ در کارهای قبلی نیز تکرار شده است.مسئله مبهم آن آهنگساز این اثر است که به صورت( ح- ش ) نامیده شده است. اصل این آهنگ مربوط به یکی از خوانندگان خارج از وطن می باشد. سوالی که در ذهن مطرح می شود این است که  هنرمند توانای کشور چه نیازی به خواندن آثار دیگران وتکرار آن در آلبوم های مختلف خود دارد . به صرف علاقه شخصی به اثری نمی توان مردم را مجبور به شنیدن آن کرد. ازطرف دیگر مردم هزینه می کنند تا کار جدیدی بشنوند، نه کار تکراری آن هم مال غیر، که ممکن است خودشان هم اصل آن کار را شنیده وداشته باشند.

قطعه دوم
این قطعه بدون مقدمه با ملودی خواننده شروع می شود تا بجایی که به عبارت زير مي رسيم
 
ملودی روی نت  #do (دو ديز) می رودکه انتظار می رود با آکورد دومینانت تونالیته همراهی شود، ولی این اتفاق نمی افتد و آکورد همراهی کننده ،  do#dim7 (هفتم كاسته)  است. این آکورد، دومینانت برای چهار تونالیته مختلف می باشد كه می تواند روی آنها کادانس قطعی کند.این چهار تونیک عبارتند از
سي مينور ،  لا بمل مينور ،   فا مينور ،   رِ مينور
Re min , Fa min , Lab min , Si min

ولی هیچ یک از این کادانس ها اتفاق نمی افتد وdo#dim7  بروی Sol min  (سل مينور) می نشیند. با این شواهد وقرائن به نظر نمی رسد که نظمی تونال بر قطعه  و آکورد های آن حاکم باشد. در این قطعه کشش تونال حس نمی شود،وحدت تماتیک وجود ندارد و ختم ها نیز کامل وقطعی نیستند . ضمن اینکه عبارت فوق از لحاظ ملودیک نوعی سکوانس است که نه در گروه سکوانس رئال جای می گیرد ، نه در سکوانس تونال. اگر نت do در سکوانس آلتره نمی شد،این ملودی بسیار شیواتر و زیبا تر  به گوش می رسید و این سکوانس بی نام به سکوانس تونال ، که رایج ترین نوع سکوانس است، تبدیل می شد. تمام ملودی خواننده نیز در گستره بالاست و خواننده دائم در حال فریاد زدن است. استفاده از گستره پایین کمک به ایجاد تضاد می کند که یکی از مهم ترین وتاثیر گذار ترین عوامل زیبایی شناسی در موسیقی و همه هنر هاست.اجرای پایانی پیانو هم  از لحاظ تماتیک به تم اصلی مرتبط نیست. بطوریکه حذف آن تاثیری بر حرکت رو به جلوی قطعه ندارد. قطعه، از نقطه نظر کیفیت صدا ها نیز قابل بحث است  بطور مثال برای زهی ها از سمپل های خوبی استفاده نشده است و اصلا تاثیر زهی ندارد . در کل قطعه از کیفیت بالایی چه از لحاظ تنظیم وچه از لحاظ ملودی بر خور دار نیست.


قطعه سوم
در اینجا مقدمه متشکل از پیانو ویک لوپ ریتم است که جنس آن با فرم ومحتوای آهنگ سازگار است . این فرم شامل نوعی دکلمه و در ادامه همان شعر بصورت آواز است. تنظیم این قطعه مناسب با مفهوم شعر است و افکت های صوتی هم که استفاده شده موید این مطلب است. نوع ختم نیز قابل بحث است بطوریکه ملودی، هارمونی و شعر هیچ کدام احساس ختم ندارند.

قطعه چهارم
در این آهنگ تم اول با حرکت کروماتیک پایین رونده شروع می شود که در رژیستر  پایین خواننده قرار دارد. در ادامه با طراحي یک تضاد در نوع تنظیم و تغییر رژیستر صدای  خواننده و جهت حرکت ملودی تم دوم ارائه می شود . این عناصر به هرچه بیشر کردن کنتراست بین دو تم ، که انرژی لازم برای حرکت روبه جلوی ملودی است كمك می کند. بداهه های گیتار الکتریک نیز نقش مهمی در این میانه بازی می کند و امادگی لازم برای  تکرار را ایجاد می کند.

قطعه پنجم
قبل از اینکه به بررسی قطعه پنجم بپردازیم لازم است چند خطی راجع به موسیقی سنتی و موسیقی غربی(تونال) بنویسم.
موسیقی در غرب با تعدیل کردن فواصل موسيقي (پرده ها و نيم پرده ها) موجود توسط یوهان سباستین باخ به سوی تونال شدن و پيدايش  مرکزیت تونال پیش رفت به طوریکه قبل از آن نتهای لا دیز و سی بمل کوک متفاوتی داشتند و بعد از باخ این تفاوت تعدیل شد و دو نت مذکور یکسان کوک شدند. این اتفاق به روایتی، در شرق نیز توسط ابونصر محمد بن طرخان معروف به فارابی افتاده است وگام تعدیل شده را گام تعديل شده باخ( فارابی– باخ) می نامند.با اين حال در مشرق زمين برخی فواصل موسیقی تغییر نکرد و به شکل قدیمی اش سینه به سینه تا امروز بر جای مانده است که موسیقی دستگاهی ما را شامل می شود. همانطور که می بینید موسیقی تونال و موسیقی مدال که موسیقی سنتی ایرانی نوعی از آن است تفاوتهای  بسيار عمیقی با هم دارند. ضمن اینکه در موسیقی تونال بعد ها، نتهای ملودي هاي همزمان شنیده شده(كنترپوانتيك) مفهوم آکورد را شکل می دهند و با بررسی وصل آکورد هابا هم، علم هارمونی متولد می شود و بعد ها علم فیزیک، بخش صوت ، مبحث سری هارمونیک  آنرا توضيح  می دهد . در سری هارمونیک  ثابت می شود که نتهایی که قبل از این بصورت اکورد معرفی می شدند و هماهنگی اشان با گوش سنجیده می شد در واقع هارمونیک هایی از نت پایه هستند. با این مقدمه در می یابیم که چرا فواصل موسیقی سنتی ایرانی با هارمونی غربی سازگار نیستند، مگر اینکه تعدیل(تامپره) شوند . البته بزرگان موسیقی سنتي ايراني، هیچگاه حاضر به تعدیل این فواصل نیستند. زیرا با تعدیل این فواصل بسیاری از گوشه ها و دستگاه های موسیقی ایرانی از بین میروند. بزرگانی چون آقای دهلوی، عليزاده و ... نه تنها این فواصل را تعدیل نکرده اند  بلکه  با خلق آثاری فاخر برای ارکسترو تكنوازي  در دستگاه های موسیقی سنتی به حفظ این سرمایه کهن کوشیده اند. با این مقدمه به بررسی قطعه پنجم از این آلبوم می پردازیم.



در این قطعه ما ملودی زیر را می شنویم:
 
در میزان هفتم به نتی بر می خوریم که اگر تونالیته را سل مينور در نظر بگیریم این نت درجه دوم توناليته است که ربع پرده به پايين آلتره شده است چنین گامی را در دستگاه شور داریم و آنرا شور سل می نامیم . ولی آیا هر ملودی که درجه دوم گام آن(مينور) ربع پرده به پايين آلتره شده باشد یک ملودی در شور است؟...   
جواب منفی است.
زیرا ملودی در موسیقی تونال به تونیک ، دومینانت یا سایر درجات اصلی و فرعی بستگی دارد(به عنوان مثال، تئوري شِنكِر) ولی این نظام در دستگاه هاي موسيقي سنتي بکلی متفاوت است و مولفه های تعیین کننده،  نت شاهد ، نت متغير ، نت فرود(ختم)و...   می باشند که در هر دستگاهی متفاوتند. بنا بر این هر ملودی در تن ماژور لزوما  صدا و حس ماهور را  ندارد. حتي هر ملودي در ماهور لزوما در دستگاه نوا ، نيست، با اينكه الگوي گام ماهور و نوا يكي است. ضمن اینکه ما در موسیقی سنتی نظریه طرح پاندولی را داریم که در موسیقی تونال بی معناست. اگر این مسائل رعایت شود می توان گفت که اين ملودی در شور است ، یا فلان ملودی در چهارگاه و ... فقط به صرف آلتره کردن یک نت نمی توان موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی تونال غربی را درهم ادغام کردو در تقابل با هم قرار داد ،این حرکت یک نوآوری کورکورانه است وبه ایجاد سبکی خاص منجر نخواهد شد. صداي حاصل ازهمزماني اجراي اين نتها(درآكوردي كه شامل نت هاي رِ- فا -لاكُرن است)نيز بسيار بد صدا است.   همه این ها در حالی است که قطعه آخر این آلبوم صورت بی کلام همين قطعه می باشد که در آن به جای ملودی خواننده ، پیانو به زیبایی هرچه تمام تر می نوازد. ولی در آنجا این آلتراسیون ها وجود ندارد و قطعه از وحدت تونال بسیار پایداری برخوردار است والبته بسیار شنیدنی. همه این مسائل در صورتی است که فکر کنیم خواننده می خواسته در شور بخواند و نت لا كُرن را اجرا کرده در غیر این صورت که کاملا خارج خوانده كه از ایشان بسیار بعید می باشد. منهای مسائل فوق قطعه دارای تنظیم خوبی است. زهی ها پر توان و تاثیر گذارند وتم اصلی را تقويت می کنند و باعث ایجاد وحدت تماتیک می شوند. الگوهای ریتمیک پیانوبراي همراهي نیز مناسب است و اجرای خوبی دارد. نکته مثبت در مورد تنظیم زهی ها، نت پدال بالا و پاساژهای ویولن می باشد.

قطعه ششم
با مقدمه ای از بداهه های گیتار الکتریک شروع می شود. تنظیم مناسب است وحدت تونال بخوبی حس می شود و کششهای كادانس ها با پاساژها تقویت شده اند خواننده نیز در هر دو رژیستر صدایش به خوبی می خواند و اوج شیرینی را، ارائه می دهد. نوازندگان همگی بداهه های مرتبط با تم اصلی را ارائه می دهند كه وحدت تماتیک خدشه دار نمی شود. فرود و فرازهای مناسبی هم وجود دارد. در کل، قطعه خوب تنظیم شده است و نوازندگان هم خوب اجرا کرده اند و قطعه اي زیبا را ارائه می دهند.

قطعه هفتم
 یکی از کارهای شنیدنی آلبوم، این قطعه می باشد که در ابتدا با ساز بادی سنتی (دَدوک) و گیتار اجرا می شود و در re مینور است. قطعه حال و هوای آرامی دارد و بیشتر به تکنیک های خوانندگی می پردازد که  خواننده در این امر موفق است.


قطعه هشتم
آهنگی  به سبک تکنو ترانس است و همه ویژگی های یک آهنگ تکنو ترانس را دارد. تنظیم کننده سعی کرده از تمام اِلِمان های(elements ) این سبک استفاده کند و موفق هم بوده است. خواننده هم در رژیسترهای بالا و پایین اجرای خوبی را ارائه می دهد. در کل قطعه تنظیم خوبی دارد و نکته قابل ذکری وجود ندارد.

در پايان اميد وارم كه اين انتقادات دلسوزانه در درجه اول  باعث پيشرفت موسيقي پاپ شود ودر درجه دوم  انگيزه لازم براي ايجاد جامعه منتقدين دلسوز موسيقي را، ايجاد كند.
 

نظرسنجی

ازکدام یک بیشتر لذت بردید؟
 

حاضرین در سایت

ما 5 مهمان آنلاین داریم